نحوه تامین مالی و تهیه بودجه اجرایی لازم برای انجام پروژه‌های زیربنایی و بهره‌برداری از محصولات و خدمات حاصل از آنها در حال حاضر به عنوان یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی کشورهای در حال توسعه مطرح می‌باشد. روش های تامین مالی به بخش های زیر قابل تقسیم است

  • اگر بخش دولتی باشد، تامین مالی از دو طریق ممکن است

-اعتبارات کمک دارایی های سرمایه ایی

-اعتبارات هزینه ایی

  • بخش خصوصی
  • بخش عمومی(سهام،اوراق مشارکت و…)
  • مشارکت بخش دولتی و خصوصی (قراردادهای ppp)
  • سرمایه گذاری بین المللی
  • روش تامین مالی قرارداد های پیمانکاری از طریق سازمانی یا پروژه ایی
  • تامین مالی سازمانی یا شرکتی (بنگاه محور)
  • تامین مالی پروژه ایی(پروژه محور)
  • روش تامین مالی قراردادهای پیمانکاری از طریق استقراض(تسهیلات)
  • روش تامین مالی قراردادهای پیمانکاری از طریق بازار پولی و سرمایه ایی
  • روش تامین مالی به صورت سازمان یافته
  • روش تامین مالی با ترکیب منابع تامین مالی
  • روش تامین مالی به صورت بیع متقابل
  • روش تامین مالی از طریق قراردادهای خدمات تخصصی
  • روش تامین مالی از طریق سرمایه گذاری مشترک
  • روش تامین مالی از طریق کنسرسیوم
  • روش تامین مالی به صورت سندیکایی

نکته مهم در مورد انتخاب هر کدام از این روش‌ها، شرایط و ویژگی‌های پروژه و کشور میزبان پروژه و به دست آوردن بهترین بازده مورد انتظار می‌باشد. روشی مورد توجه قرار می‌گیرد تا بتواند با کمترین میزان وقت و هزینه، جوابگوی ریسک‌های پروژه باشد. از مهمترین روشهای تامین مالی و سرمایه گذاری می توان به سه مورد زیر اشاره نمود.

  • روش های مشابه و هم خانواده (BOT)
  •  قراردادهای بیع متقابل (Buy Back) 
  • مشارکت مالی (فاینانس)

قراردادهای BOT

در مطالب قبلی به طور کامل خانواده این نوع قراردادها را توضیح داده ایم.

قراردادهای بیع متقابل (Buy Back) 

این نوع قرارداد که از قراردادهای خرید خدمت محسوب می‌­شوند از چندین قرارداد تشکیل می شود که مجموع آنها یک قرارداد را به وجود می آورد. دراین نوع قرارداد، شرکت سرمایه گذار خارجی کلیه به عنوان پیمانکار اصلی، هزینه سرمایه گذاری، نصب تجهیزات و راه اندازی و انتقال تکنولوژی را برعهده می گیرد و پس از راه اندازی به کشور میزبان واگذار می کند. بازگشت سرمایه و سود سرمایه از طریق فروش محصولات و خدمات به دست می آید.

در واقع با قراردادهای بیع متقابل می‌ توان هم جذب سرمایه خارجی را تا حد زیادی تضمین کرد و هم فناوری و تجهیزات پیشرفته و به‌ روز دنیا را به کشور منتقل کرد و در آخر نیز به محض پایان قرارداد، همه حقوق و مالکیت تجهیزات و تولیدات پروژه را در اختیار گرفت و در واقع مالکیت کامل بر پروژه یافت. چون پس از پایان دوره پرداخت اصل و بهره سود سرمایه گذاری ،پیمانکار (شرکت خارجی) دارای هیچ گونه حقی در میادین نفت و گاز کشور میزبان نخواهد بود.

قراردادهای بیع متقابل در کشور ایران، بیشتر در حوزه انرژی و فعالیت‌های نفت و گاز، استفاده می ‌شوند. تصویب نامه مدیران به ‌شماره: .50991ت21560‌هـ در تاریخ: 1379.11.11 چگونگی قراردادهای بیع متقابل غیر نفتی را ابلاغ نموده و در این نامه آمده است که دولت در صدور کالا و خدمات تولید کننده حاصل از اجرای قرارداد بیع متقابل منعی ایجاد نخواهد نمود. همینطور طبق اده 3 این تصویب نامه”منابع مالی و تسهیلات دریافتی در قالب قراردادهای بیع متقابل، مشمول ضوابط، مقررات و پوشش و تضمینهای مربوط به قانون جلب و‌حمایت از سرمایه‌های خارجی است و در مقابل مصادره یا ملی شدن و سلب مالکیت اموال و سرمایه سرمایه گذار و همچنین تغییر تصمیمات و قوانین‌دولتی و حکومتی که منجر به ممنوعیت صادرات شود، تضمین لازم در قالب قانون فوق صادر خواهد شد.”
‌ در ابتدای توضیحات گفتیم این قرارداد در ردیف قراردادهای خرید خدمت قرار میگیرد علت طبقه بندی قرارداد بیع متقابل در این رده قراردادها این است که انجام بازپرداخت اصلی و سود سرمایه گذاری از محل مایعات گازی، نفت و فرآورده‌های نفتی صورت می‌گیرد. همچنین پرداخت ها به صورت نقدی و غیر نقدی امکان‌پذیر می‌باشد.

این نوع قراردادها معمولا در کشورهایی که طبق قوانین آنها هرگونه مالکیت بخش خصوصی و یا خارجی به صنعت نفت منتفی است مورد استفاده قرار می‌گیرد.

قراردادهای پیمانکاری تامین ( مشارکت ) مالی ( فاینانس ) ( Finance )  

یکی از روش­‌های تأمین مالی برای انجام پروژه های زیربنایی استفاده از پیمانکارها و یا سرمایه گذارانی که خصوصی کار می کنند و یا بانک ها فاینانس می باشد. فاینانس در لغت به معنی «مالیه» یا تامین مالی می‌باشد و در بحث سرمایه‌گذاری به تامین مالی از طریق استفاده از منابع داخلی و یا دریافت و استفاده از وام ارزی اطلاق می‌‌شود. فاینانس خودگردان و غیرخودگردان برای تامین مالی پروژه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. در روش اول، طرح (شرکت دریافت‌کننده اعتبار) باید توانایی صدور کالا برای بازپرداخت اقساط تسهیلات به صورت ارز را داشته باشد. اما در روش فاینانس غیرخودگردان، سرمایه لازم برای اجرای پروژه اقتصادی مشخص، توسط موسسه اعتباری و یا بانک عامل خارجی تامین می‌شود. مدت استفاده از منابع در این روش حدود ۱۰ الی ۱۲ سال است و نرخ بهره سالانه آنها بر حسب شرایط اقتصادی و ریسک کشور تعیین می‌شود که حدود ۱ الی ۴‌درصد بیشتر از نرخ بهره بین بانکی لندن (لایبور) می‌باشد.

تامین مالی پروژه ای و شرکتی

در تأمین مالی شرکتی با تعهد کامل بوده و باز پرداخت تعهدات مالی پروژه از طریق کلیه دارایی های شرکت میسر می باشد .  اما در تامین مالی پروژه ای (پروژه محور) با تعهد محدود و یا بدون تعهد محسوب شده و منبع باز پرداخت تعهدات پروژه ، درآمد حاصـل از فـروش تولیـدات و سرمایه های مربوط به طرح می باشد .این حالت مقبولیت بیشتری برای دستگاه های اجرایی دارد. تامین مالی پروژه‌ای هزینه‌ها را نسبت به تامین مالی شرکتی بالاتر می‌برد و زمان بیشتری را برای سازماندهی می‌خواهد و توجه بیشتری باید به درگیری‌های خاص مدیریت زمان و کارشناسی تکمیل، بازبینی و اداره و مدیریت وام در طول حیات پروژه صورت می‌گیرد. 

قابل ذکر است که استفاده از قراردادهای تامین مالی با تسهیلات زمانی توجیه مالی دارد که نرخ بهره وام دریافتی کمتر از نرخ بازده سرمایه گذاری باشد . اگر دسترسی به تسهیلات با نرخ سود پایین و باز پرداخت بلند مدت وجود داشته باشد این روش مناسب خواهد بود. در هر صورت روش فاینانس یک روش کوتاه‌مدت انتقال سرمایه به کشور است، زیرا پس از فرا رسیدن موعد بازپرداخت وام، می‌بایست اصل سرمایه به همراه سود آن برگشت داده شود. بنابراین مهم‌ترین شرط در دریافت وام ارزی، تخصیص آن به طرح‌هایی است که دارای توجیه اقتصادی بوده و نرخ بازگشت سرمایه معقولی را داشته باشند.

در ده سال اخیر این نوع از قرارداد فقط مختص پروژه های دولتی شده است.

نوشتن دیدگاه